سیر وسلوک حقیقی

طریق الی الله

گفتاری از مدیر وبلاگ طریق الی الله

 

سلام علیکم . لازم دیدم تا چند نکته ی مهم را خدمت خوانندگان محترم وبلاگ درمیان بگذارم :

 

1 – نبی مکرم اسلام (صلوات الله علیه ) فرمودند : اول خلق الله نورى ، و انا و على(علیه السلام) من نور واحد . یعنی رسول خاتم ( صلوات الله علیه) بعنوان صادر اول و عقل اول بعنوان مجرای استفاضه ما خلق الله است . و این ولایت بعد از ایشان با ولایت مرتضویه ، به همان کیفیت و کمیت ادامه پیدا کرده است و بعد در بقیه اولیای حقه ( صلوات الله علیهم اجمعین ) . یعنی اشرف مخلوقات و ولی الاولیاء حضرت ختمی مآب (صلوات الله علیه) است و همه ریزه خوار این باب هستند . واضحتر عرض کنم : در طریقه ی معرفة النفس و سیرالی الله تنها راه وصول الی الله ولی اکبر (علیه السلام) است و بس . احدی از خلایق توانایی دستگیری ندارد جز حجج بالغه (سلام الله علیهم) . وقتی مرحوم آیت الله سید علی قاضی(ره) می فرمایند : آنها که به هرجایی رسیدند یا در تلاوت قرآن کریم رسیدند یا در گریه ی بر سیدالشهدا (علیه السلام) ، یعنی اینکه این دو وسیله ، این دو وضعیت ، کاملترین و بهترین و حتی بشود گفت تنها مستمسک طالبان راه خدا به خدا است . رفقا باید توجه شان تنها به " مبدا اعلی " باشد و بس . حتی و حتی دید استقلالی به ائمه هدی (علیهم السلام) شرک محسوب میشود . یعنی وقتی بگویم : من می خواهم سیرالی الله داشته باشم که به امام زمان(سلام الله علیه) برسم این شرک است . مقصد غایی و نهایی فقط " وحدت" است . فقط " توحید " است . هرکس با صدق نیت و همت عالی تلاش کند خدای متعال او را در آغوش خواهد کشید . در طریقه ی حقه ی عرفان عملیه ی شیعه ی اثنی عشر ، تنها و تنها راه نجات و سعادت ، پناه بردن و ارتزاق باطنی از خلفای حق (علیهم السلام) است و والسلام . این به این مفهوم است که هرکس حجت خدا (علیه السلام) بر روی زمین را دریابد و بشناسد خدا را شناخته . یعنی " امام شناسی " ما همان " الله شناسی " ماست . امام معصوم (سلام الله) بعنوان سید العبادالله الصالحین ، مظهر ، جلوه و آیینه ی تمام نمای خداست . وقتی می گوییم : فنای فی الله یعنی مقامی را می گوییم که سالک فانی در ولی الله الاعظم (علیه السلام) شده باشد . رزقناالله و ایاکم

 

2 – اما درباره بهره بردن از عرفای کامل و اولیای الهی : در این زمینه چند استدلال هست که اصلی ترین آنها بعلت غامض بودن برای همه قابل فهم و درک نیست و اجبار هم نیست که همه درک کنند . (1) وقتی جناب موسای کلیم الله ( سلام الله علیه و علی نبینا و آله ) مریض شد از خدا درخواست کرد که : مرا خوب کن . خطاب رسید : با آنکه نبی ما هستی ولی ما اسباب را بیهوده نیافریده ایم . به طبیب مراجعه کن تا خوب شوی . (2) ما الآن در عصر غیبت کبری و نزدیک به ظهور حضرت (عجل الله فرجه) هستیم انشاالله . دوره آخر الزمان دوره ای است که مردم صبح باایمان از خانه خارج می شوند و شب بی ایمان برمی گردند . با یک حرف ، با یک فعل تمام روزی شان حرام می شود . نگه داشتن ایمان مثل نگه داشتن آتش در کف دست شده پس امروزه نیاز ما به نواب حضرت حجت(علیه السلام) بیشتر از پیش ضروری است . یعنی برای اینکه حرام را در رگ و پی مان وارد نکنیم الزامی است تا رساله عملیه را مو به مو اجرا کنیم . مسائل جدیده مان را سریع بپرسیم و یاد بگیریم . سخت است اما شدنی است . این در طریق شریعت . اما در مشرب سیروسلوک باز هم پله اول پله ی شریعت محمدی(صلوات الله علیه) است . ما در سیروسلوک از لحاظ عمل به احکام یا مقلد هستیم یا مجتهد . عمل به احتیاط یعنی گیر افتادن در شک و گیج شدن در تصمیم گیری . اگر تشخیص دادند که مجتهدیم یا خودمان به این نتیجه رسیدیم پس نباید تقلید کنیم و الا در راه خدا در دورانی که نان و آب و راه شبهه زیاد شده عمل به احتیاط کار بسیار دشواری است . ما در بین اولیای الهی عمله ی احتیاط نداشتیم . یا مقلد بودند یا مجتهد . (3) مسئله ی خیلی مهم که فراموش شده بحث " اخلاق" است . بدون گذراندن اخلاق و متخلق شدن به آداب و مفاهیم و معاشرت اخلاقی ، رسیدن به خدا توهم است . کسی که هنوز بددهان است ، بدخلق است ، دچار حسد و ریا و شکم پروری و چشم چرانی و غضب و غیبت و ... است ، کسی که هنگام صحبت کردن تمسخر می کند و بی ادبی می کند ، کسی که اسیر دفع شهوت است ، کسی که متکبر است و خودبین و گرفتار کوهی از رذایل است چطور می خواهد به عرفان ناب برسد ؟ کسی که معراج السعاده را دست کم می گیرد هرچه قدر هم آگاه به ظواهر معرفت شناسی باشد باز طرفی از نور معرفت نخواهد بست . نگاه کنید . هرکس که بی اخلاقی کرد و داعیه ی راه خدا داشت نمیشود به او اعتماد کرد . (4) مسئله ی بعدی قیاس است . ما آدمهای خوب را با هم قیاس نمی کنیم . ما به هر کس که خوب است و مومن است و رنگ و بوی خدا دارد احترام می گذاریم . ما حتی به سنی ها و مسیحی ها و یهودی هایی که به شیعه احترام می گذارند بیشتر از خودشان احترام می گذاریم چون این روش و طریقه مولا امیرالمومنین (علیه السلام) بوده است . حضرت جمع اضداد بود . هم دافعه داشت و هم جاذبه . داستان همراهی مولا (علیه السلام) با مرد یهودی در راه و به دوراهی رسیدن و مشایعت حضرت یادتان نیست ؟ اهل دل ، اهل معرفت ، نیکو سرشتان همه مورد احترامند و ما حق قیاس یا بی ادبی به ساحت آنها را نداریم . (5) حقیقت امر این است که مهمترین اختلاف طریقه ی عرفان با سایرین در مسئله ولایت کلیه ی الهیه است و اصل وحدت الوجود و اینکه ما معتقد به فنای ذاتی هستیم . یعنی اگر حقیقت مخلوقات و موجودات مدنظر باشد از نظر ما چیزی جز ذات باری ( جل جلاله) نه وجود دارد و نه موجودی جز خدای کریم هستی دارد . این یعنی اینکه فردی که طلبه ی راه خدا بوده و اسمش را سالک گذاشته ایم بواسطه ی ارشادات قلبی و استفاضه از استاد خاص ( سلام الله علیه) به مقامی از ایمان می رسد که جز " الله " چیزی نمی بیند و جز "الله" چیزی از او باقی نمی ماند . نه اینکه طی فرآیندی تغییری می کند ، نخیر ، با شدت مراقبه و ملکاتی که برایش حاصل شده در ذات حق مستغرق شده و واقعیت خلقت خودش را مشاهده می کند . این یعنی اصل وحدت و سراسر خطبة البیان امیرالمومنین (علیه السلام) موید این نظریه است . عارف کامل به مقام عصمت می رسد و ولایت او می شود ولایت ولی اکبر (علیه السلام) . ولایت ائمه هدی(سلام الله علیهم اجمعین) فیاض است . سریان دارد . ولایت اولیای الهی همان ولایت رسول الله (صلی الله علیه وآله) است . بهمین دلیل حرف و بیان و کلام و فعل ولی خدا برای ما حجت است همانطور که بیان و فعل ائمه هدی(علیهم السلام) حجت است . چون ولایت آنها همان ولایت رسول الله(صلوات الله علیه) است برای ما حجت هستند والا حجج طاهرین (علیهم السلام) در مذهب حقه شیعه جعفری مشخص هستند . این به آن معنا نیست که تعداد ائمه ما زیاد می شود ، نخیر ، دقت بفرمایید . اطاعت از پدرومادر واجب است حتی اگر کافر باشند تا زمانی که امر به خلاف نکرده باشند . حالا عارف کامل که تمام دوران زندگی را با هدایت امام معصوم(سلام الله علیه) گذرانده کمتر از پدرومادر نیست . اطیعوالله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم . عارف کامل از جنس اولی الامر منکم است . وقتی به این نتیجه رسیدیم که عارف کامل دارای ولایتی از جنس ولایت امام معصوم(علیه السلام) است ، بر ما که به او رجوع می کنیم " کالمیت بین یدی الغسال " . دلیل ما بر تبعیت و استناد به کلام و فعل عرفا این است که آنها را بزرگترین وارث انبیا و ائمه (علیهم السلام) و عالی ترین نواب عام حضرت حجت (عجل الله فرجه) در عصر غیبت می دانیم . به این هم توجه بفرمایید که اکثر کملین ما صاحبان اجتهاد بودند و جنبه ی شریعت و فقهی آنها تمام بوده است . (6) لزوم استفاده از استاد مسئله مهمی است . بنده می دانم که فرد باید چه شرایط اولیه ای را در حرکت به سمت خدا داشته باشد و اکتساب کند . حتی می دانم ( دربهترین شرایط) که در مراحل و مراتب و منازلی که حرکت می کند چه چیزها بدست می آورد و از کجاها می گذرد و واردات و صادراتش چیست . صرف اینکه اینها را می دانم آیا می توانم کسی را به آن منازل عالی برسانم ؟ در مطلب قبلی عرض شد که از نظر ما کاملترین طریقه ، طریقه معرفة النفس است که ( درست است الآن واسطه فیض آن که جناب جولا ست را العیاذ بالله تمسخر می کنند و قلابی می خوانند و مشکوک می دانند . این افراد خواسته و ناخواسته معجزات باهره ائمه هدی-علیهم السلام- را زیر سئوال می برند . کسی که با قدرت مافوق بشر درب قلعه ی خیبر را از جا کند توانایی ارسال یک پیک را ندارد ؟ ) برترین بندگان خدا بواسطه اطاعت بی چون و چرا از خدا و اولیایش (صلوات الله علیهم اجمعین) در آن به مقام قرب رسیدند و طی سلسله دستورات اخلاقی و معرفتی پابه پای شریعت نورانی رسیدند به لقایءالله و عده ای راهم رساندند . هردو ی این گروه ها شامل تفضلات خاصه رب العالمین(سبحان شانه) و ولی اکبر (عجل الله فرجه) شدند . چه از جناب جولا که تفضلاً پیک امام (علیه السلام) شد و چه از آیت الله شوشتری و مرحوم آیت الله ملاحسینقلی همدانی(ره) وشاگردان زیادی که تربیت کرد و چه مرحوم آیت الله سیدعلی قاضی(ره) . مگر کسی می تواند ادعا بکند که : بله ، من حقم بود که به این مراتب رسیدم یا اینکه بگوید : من حقم است چرا نمی رسم ؟ چرا نمی دهند ؟ ... همه چیز تفضل خداست . حتی دستگیری این اولیای الهی بواسطه ی اجرای دستور خداست وگرنه الآن همه جا را عارف برداشته بود ! اصلاً حکمت وجود این اولیای خدا و دستگیری آنها این است که راه تقوا را ادامه بدهند و به مردم بیاموزند . اگر بگوییم این وظیفه امام معصوم(علیه السلام) است یا اینکه بگوییم امام زمان(سلام الله) که هست استاد می خواهیم چکار ، بی شک حرف خنده داری زده ایم . حدود سه قرن ائمه معصومین(علیهم السلام) در بین مردمی که با آنها هم زبان و هم قوم و هم خون بودند حضور فیزیکی داشتند . چند نفر سلمان (رضوان الله علیه) شدند ؟ چند نفر کمیل (رضوان الله علیه) شدند ؟ چند تا مثل حبیب ابن مظاهر(رضوان الله علیه) آمد ؟ چندنفر مثل جابر جعفی(رضوان الله علیه) پیدا شد ؟ حضرت ولیعصر( سهل الله مخرجه) فقط چهار تا نائب خاص داشتند ؟ پس وقتی امام معصوم نیست راه خدا هم بسته است دیگر ! امام معصوم (علیه السلام) بود مردم یا تکذیبش کردند یا به بدترین شکل به شهادت رسانیدند ، نهایتاً عده ای بسیار قلیل معارف توحیدی را از ولی خدا (علیه السلام) شنیدند . حالا که هزار و اندی سال است در غیبت کبری است پس خدا باید جلوی راهش را گارد می گذاشت ! چطور شد که در نبود حضرت مهدی(عجل الله فرجه) راه خدا تعطیل نشد و معارف حقه به ما رسید ؟ از کجا این معارف به ما رسید ؟ از همین اولیای خدا . از همین اولیایی که یا تکذیبشان کردند یا تکفیرشان کردند . ریزه خوران اساتید عرفان از باران فقه و اصول و تفسیر قرآن و حکمت آنها سود بردند اما مثل مردم کوفه حالا دارند نقدشان می کنند که بله ، روش تفسیر قرآن با قرآن علامه طباطبایی(ره) ایراد داشت و ایشان که از طریقه ی عرفان کذایی است امام معصوم را نفهمیده است ! خدا می داند در جوامع سکولار که هرکس پیرو دین و مذهب خودش است به مقدسات و بزرگان همدیگر احترام می گذارند و تمسخر نمی کنند اما در کشور حضرت زهرا (سلام الله علیها) به قرآن پژوهان بی ادبی می شود . اگر نقدی هست مثل آنارشیستها نباشید . مودبانه بگویید . همینکه بعضی منتقدین ادب ندارند یعنی هیچ چیزی ندارند . زمانه ای شده که بعضی مدعیان در برابر عرفان ، با ضدعرفان ، کلاس عرفان تشکیل داده اند . آن هم کسانی که خودشان را موید به تاییدات امام زمان(عجل الله) می دانند و از طرفی استفاده از استاد و راهنمی خبیر را اشتباه می دانند چون می گویند : وقتی خود امام (علیه السلام)هست ماراچه نیاز به واسطه ؟ بنده می گویم : وقتی خدا هست چه نیاز به امام ؟ از خود خدا که رب و آفریدگار توست مستقیماً استفاده کن امام می خواهی چکار ؟!

 

3 – تمامی مبانی عرفان شیعی از قرآن و سنت و فرمایشات معصومین(علیهم السلام) گرفته شده . انشاالله نمونه های آن را در مطلبی دیگر خواهم آورد . ما مناجات شعبانیه داریم که بیانات توحیدی دارد . دعای ابوحمزه داریم . مناجات المریدین ، دعای سیفی صغیر ، دعای احتجاب ، دعای عالیة المضامین و از همه بلند مرتبه تر دعای عرفه حضرت اباعبدالله (علیه السلام) داریم . در اصول کافی و بحارالانوار احادیث و روایات داریم . اینها با وجود آن است که در عصر حضور فیزیکی ائمه هدی(علیهم السلام) اسلام نوپا بود . هنوز قوانین اسلام شناخته نشده بود چه برسد به مضامین عالی عرفانی و توحیدی . رساله ی عملیه برای ما محترم و لازم الاجراست ، ما باید زندگی مان بر اساس اصول اسلام باشد . درست است که آثار عمل به موازین شرعی زیاد است اما زندگی مادی پراست از خطرات و آفات . چطور ما اینقدر به ظاهرمان میرسیم چه از لحاظ اسباب زندگی و لباس و خورد و خوراک اما از تمسک به اساتید اخلاق که قرار است باطن مان را ، آخرت مان را اصلاح کنند می ترسیم و تکذیبشان می کنیم . ائمه (علیهم السلام) را با وجود معجزات و نفوذ کلام و نفوذ بصر تکذیب کردند . انتظار نباید داشت که اولیای خدا را سر چشمانشان بگذارند .

 

4 – بعضی ها هم از آن طرف می افتند . بعضی ها بواسطه غرق شدن در حالات و احیاناً کرامات و مکاشفات و معاینات بزرگان ، دچار توهمات یا تعصبات اشتباه می شوند . صرف محب بودن و بی عمل بودن تخریب طریقه است . با جهالت وارد گود شدن غلط است . از طرفی : هرکس که در وادی معرفت و محبت نسیمی به وجودش خورد از هیاهوی بچه گانه ی عالم کثرات فاصله گرفت . اگر توانایی علم و عملی داشتیم وارد می شویم وگرنه راه ، برای خداست و خودش محافظت می کند . شاید در آینده زمانی برسد که هجمه های علیه سیروسلوک شدید و سخت تر و موثرتر باشد . در آنجا وظیفه ما حلاج مآبی نیست . مرحوم سیدهاشم حداد (ره) به حلاج(ره) انتقاد داشتند چون بی استاد حرکت کرد و آن شد . تنها وظیفه ما رسیدن به خودمان است . ابوموسی اشعری غرق در آیات و روایات بود اما چون بصیرت باطنی نداشت علی(علیه السلام) را به دشمن خدا فروخت . راه خدا راه بینش و بصیرت است . عارف کامل بعد از ورود به عالم بقاء سفر می کند میان خلق . عادی عادی . نه کرامتهای عجیبه از او سر می زند و نه حالتهای چشم گیر . می گویند مرحوم حداد (ره) در اواخر عمر که باقی بالله بود برای پیدا کردن طلبه ی راه خدا به مسافرخانه ها می رفت تا شاید مستعد با همتی پیدا کند . بزرگواران ! عمر کوتاه است . چشم بهم بزنی موها سفید شده و درگیر خانواده و کار و پیری شدی ! آگهی ترحیم جوان و نوجوان ناکام و حجله هایشان را نگاه نمی کنید ؟ عمر می گذرد و درگیر این هستیم که فلانی درست گفت یا بهمانی . رفقای خودم را به مطالعه دوباره مطلب قبلی که در وبلاگ نوشته ام توصیه می کنم .

 

چو با حبیب نشینی و باده پیمایی ... به یاد آر محبان باده پیما را

یاعلی مددی

با تشکر از نویسنده محترم  سایت طریق الی الله وشکر خدا که

 توانستم برای شما این مطالب را بیاورم .

 

/ 0 نظر / 39 بازدید