حبیب ابن مظاهر

یک مطب ناز از وب مهرو ماه :

  شاعر خوبمون آقای علیرضا قزوه در

کتابی که این حقیر دارم به نام با کاروان نیزه

برای حبیب بن مظاهر سرودند:
 
گودال قتلگاه، پر از بوی سیب بود
تنها تر از مسیح، کسی بر صلیب بود
سرها رسید از پی هم، مثل سیب سرخ
اول سری که رفت به کوفه، حبیب بود!
مولا نوشته بود : بیا ای حبیب ما
تنها همین، چقدر پیامش غریب بود
مولا نوشته بود : بیا، دیر می شود
آخر حبیب را ز شهادت نصیب بود
مکتوب می رسید فراوان، ولی دریغ
خطش تمام، کوفی و مهرش فریب بود
اما حبیب، رنگ خدا داشت نامه اش
اما حبیب، جوهرش « امن یجیب» بود
یک دشت، سیب سرخ، به چیدن رسیده بود
باغ شهادتش، به رسیدن رسیده بود

آسمان فردوس - ٢٩/۸/۱۳٩۳ - ۱٢:۳٩ ‎ب.ظ
/ 2 نظر / 6 بازدید
مطهره

سلام استاد شرمنده پيام گذاشته بودين من جواب ندادم مدتي نبودم....البته بودم اما نبودم!!!!!! التماس دعاي فراوان...در بستر بيماري هستم... بيماري روح و جسم دعا كنين برام. حرم و جامعه هاي كبيره به يادتون بودم.. ياعلي